
دَرونَم غوغـــآستــ . . . ســـآده میشِــکَـنَــم . . . بِدونِ هیــچ تَلَنــگُرـے این گونــه نَبــودَم . . . شُدَمـــ .. ...
ادامه مطلب
گـــاهــــــــی اینـقـــــــدر بـــد می شکـــنم که جز بیرون انداختنم راه دیگری نیست… ...
ادامه مطلب
اعصابم این روزها عین بیسکویت شده … از اون بیسکویت هایی که یک هفته میمونه ته کیفت، که یادت میره بخوریش … همون ته له میشه ، خورد میشه ، پوووووودر میشه ! ...
ادامه مطلب
این مهم نیست چقدر بعضی ها رو دوست داری بعضی اوقات مجبوری که تو ذهنت چمدونشون رو ببندی و بذاری برن زندگیشونو داشته باشن ...
ادامه مطلب
این بوسه های غافلگیرانه همان هایی که بی هوا لبهایمان چفت می شوند بر هم به دور از چشم همه، حتی خودمان !!! باورکن که این بوسه ها ... به یادماندنی ترین خاطراتمان خواهند شد.. ...
ادامه مطلب
پشتـــــ این چشمـــ ها … ابرها درگــــیرند … و منـــــ … کنار خنده هایتــــــ می مانمـــــ … در اینــــ دقایقــــ دلتنگیـــــ … ...
ادامه مطلب
که همه چیزايی که واسه من مهمن ، واسه اونم مهم باشه، یه آدمی که همه چیزای جالبی که من و شگفت زده می کنه رو ببینه و بفهمه، یه آدمی که واسه حرف زدن باهاش احتیاج به تعریف ُ توضیح ُ تفسیر ُ مقدمه نداشته باشم، يه آدمی که میشد بهش زنگ زدُ گفت دیدی چی شد، دیدی این جوری شد، دیدی بهت گفته بودم؟ یه آدمی که همه ی گذشته تُ همه ی ِ تورو بدونه، یه آدمی که بغضاتُ شکستاتُ خوشالیاتُ شانساتُ بدونه، اسم مامان بابا و آدرس ِ خونتُ بدونه، یه آدمی که بدونه چند سال پیش چی بودی و چند سال بعد می خوای چی بشی، يه آدمی که آرزوهاتُ شنیده باشه، يه آدمی که بدونه کجاهات زخمه، کجاهات ترسه، کجاهات امید، يه آدمی که وقتی می بینیش بتونه حدس بزنه چرا الان اینقد ساکتُ بی رمقُ غمگینی، يه آدمی که چ ِشاتُ بشناسه، خودتُ بشناسه،...
ادامه مطلب